اجازه نوشاندن جام زهری دوباره را نمیدهیم
تشکل های مختلف دانشجویی در واکنش به بیانیه موسوی و برخی واکنش ها نسبت به آن، بیانیه های جداگانه ای را منتشر کردند.
ادامه مطلب
تشکل های مختلف دانشجویی در واکنش به بیانیه موسوی و برخی واکنش ها نسبت به آن، بیانیه های جداگانه ای را منتشر کردند.
نهمین پوستر از سلسله پوسترهای "تناقضات کودتای سبز با خط امام (ره)" با اشاره به اقدامات فرقه موسوی در هتک حرمت عاشورای حسینی علیه السلام منتشر شد:

* ما افتخار می کنیم که مانند سید الشهدا روز عاشورا کشته شویم ... و اموالمان را غارت نمایند. در عوض اسم ما تا ابد باقی خواهد ماند. اولا کار اینها با یزید هیچ فرقی نمی کند، ثانیا اگر بخواهند چنین عملی را انجام دهند و بخواهند دستجات ما را بکوبند و مردم را به قتل برسانند ما نیز از هم اکنون مانند حسین علیه السلام اعلام می کنیم که: هر که با ماست به طرف ما بیاید و هر کس با ما نیست به سمت لشگر یزید برود ... چه افتخاری بالاتر از این که در راه دین در راه حسین در راه استقلال مملکت کشته شویم؟
* اینها می خواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توی مردم و بعد از یک سال دیگر بسیاری از جوان های ما را منحرف کنند آزادانه، و بسیاری از کارهایی که می خواهند مخفیانه انجام بدهند آزادانه انجام بدهند، برای اینکه آزادی است! بی جهت نیست که در آن نطق های با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت می زنند و کف می زنند. امام ما مظلوم به شهادت رسیده، روز شهادت امام مظلوم ما ... کف می زنند و سوت می کشند.
با دانلود این فایل می توان ضمن استفاده به عنوان پوستر و یا تراکت، در نشریات دانشجویی و ... نیز از آن استفاده کرد و یا حتی این فایل را بلوتوث نمود.
برای دریافت اصل پوستر با کیفیت بالا در صفحه ای که باز می شود بر روی downlod now کلیک کنید.
شماره دهم از این سری ظرف چند روز آینده در همین وبلاگ به نمایش در خواهد آمد.
دانلود پوستر شماره یک منتظری
دانلود پوستر شماره دو نهضت آزادی
دانلود پوستر شماره سه اسراییل فلسطین جهان اسلام
دانلود پوستر شماره چهار آشوب طلبی و هرج و مرج
دانلود پوستر شماره پنج دیکتاتوری و قانون گریزی
دانلود پوستر شماره شش افساد
دانلود پوستر شماره هفت حمایت دشمن
دانلود پوستر شماره هشت ولایت مطلقه فقیه

باز من و دلتنگی ...
باز من و حیرت
باز من و حسرت
باز من و تکاپو های شبیه هروله در بین الحرمین محبت و دلدادگی تو
باز من و امید دیدارت
باز من و تماشای چهره ی پاک و معصومت که ردی از معصومیت علی بن ابیطالب دارد
و چشمهای دریایی حیدرگونت که ردی از محبت حیدر کرار دارد برای فرزندان شیعه

باز من و شبگردی در کوچه های درد
باز من و خدا خدا کردنهای نیمه شبان حیرت
آقا ...
میدانم که تو خواسته ای که بیابمت که بدانمت که بجویمت که ببویمت ... ای گل زیبای یگانه ام
بخدا دلتنگ تو هستم
حیرت زده ام
در حسرت
شعر بوی سیب را که نوشتم ... آنهم بیاد تو بود !
میگویند سحرگاهان این بوی زیبا از کربلای جدت حسین علیه السلام استشمام میشود
و آنها که به دیدار تو نائل شده اند میدانند آن بوی سیب را از حضور مهربان و باصفای تو نیز
میتوان گرفت و استشمام کرد
و من عمری است که در حسرت آن لحظه میسوزم
فارغ از همه چیز و همه کس
طرّه یاری را گرفته ام و از عالم و مافیها بیگانه و غافلم
خوشا به حال دلدادگی و محبت و ودّ
خوشا بحال شبگردی در کوچه های درد
خوشا بحال انتطار دیدار
خوشا بحال غم زادگان عاشورایی
خوشا بحال شبگردان عاشورایی
سخت نیست درک این معانی و مفاهیم ، که آنان که تو را دانسته اند و یافته اند و فهمیده اند خوب میدانند
که من چه میگویم ...
تو که تداعی عاشورایی
فرزند کوثری
یادگار حیدری

...ای حیدرزاده ی عاشورایی که فقط و فقط دلداگانت میدانند عطر بوی سیب شمّه ای از شور محبت
توست ...در دلی که بر آن بتابی ، ای خورشید قلبهای زهرایی
آقا ...
روزی دیگر و شبی دیگر و ماهی دیگر و سالی دیگر ... و سالها و سالها گذشت و از محبت تو که بر
عالم کودکی ام گذشته بود و سرشار از نور و روشناییم کرده بود چیزی نکاست ... باز منم و
محبت تو که بر تمام ذرات وجودی ام حکمفرماست ، باز منم و تولای تو که همه ی دارایی من
است و جز آن چیزی برای اثبات ادعای شیعه گیم ندارم ، باز منم و دل سرشار از سلم و
دلدادگی ام به حضرتت ...
خواستم بگویم دلداده توام دیدم که میدانی هزار چون من دلداده ی تولای تواند
خواستم بگویم معنای اعتکاف در صحن حسینیه دلهامان تویی دیدم که میدانی
خواستم بگویم معتکفم در کوی اخلاص محض تولای تو دیدم که میدانی
خواستم بگویم ...
دیدم همه را میدانی تو ...
اما باز دلم آرام نشد هر کار کردم دلم آرام نگرفت
آخر گاهی یادت آرام میکند دل را و گاهی طوفانی ...
دیدم دلتنگ تو هستم و این را هم به حتم میدانی ...
ای امیر لشگر صبح
علمدار تبسم و روشنایی و درک و حقیقت و خدا ...
خواستم بگویم تنها بهانه بودن و ماندن مایی دیدم که میدانی
خواستم بگویم کاش من هم از شهیدانی بودم که فاتحه ای نثار روحشان میکنی دیدم که میدانی
... دیدم همه ی دل ما را میدانی ...
آقا ...
حرف دل زیاد دارم اما در حوصله سطر و قلم و حرف و واژه نیست ...
پس میگذرم و سخن کوتاه میکنم تا بلکه زمانی دیگر دلتنگی ام از سطر و قلم و واژه بگذرد و کلمات
سرریز گردد ...

آقا ، بخدا دلتنگ تواَم ........
قلم خورده در تاریخ ۲۱/۱۲/۸۵ منطقه عملیاتی شرهانی ساعت ۲:۳۰ بامداد...

کوه پرسید ز رود
زیر این سقف کبود
راز ماندن در چیست؟
گفت:در رفتن من
کوه پرسید:و من؟
گفت:در ماندن تو
بلبلی گفت:و من؟
خنده ای کرد وگفت:
در غزلخوانی تو
آه از آن آبادی
که در آن کوه رَوَد
رود مرداب شود
و در آن بلبل سرگشته سرش را
به گریبان ببرد
و نخواند دیگر
من و تو بلبل و کوه و رودیم
راز ماندن جز در خواندن من ماندن تو رفتن یاران سفر کرده یمان نیست...
بدان!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عکس علی از ابتدا در سینه ام بود
چون او امام عاشقان و رهبرم بود
گفتم خدایا کی رود عشقش زیادم
تمثال پاکش پاک گردد از نهادم
من خواستم زنده کنم در دل دوباره
من واژه عشق علی فرزند کعبه
من در جمال مرتضی ائینه دیدم
آشفته گشتم کعبه رامیخانه دیدم
بر گو علی مرتضی اینجا غدیر است
مولایمان سید علی اینک امیر است
من غرق در دریای عشقش گشته ام باز
در جستجویم تا کنم با عشق پرواز
سید علی را برگزیدم رهبر خود
در وادی اش گم کرده ام بال و پر خود
با عشق رهبر صفحه دل باز کردم
لبیک یا خامنه ای را اغاز کردم
مهر ولایت نقش بر دل می زند باز
با عشق او من عاشقی را می کنم ساز
با عاشقی من عشق را ابراز کردم
همراه مرغان هوا پرواز کردم
این عشق صحرای غدیرم کرده بی دل
با انتخابت دین من هم گشته کامل
من گفته ام در مکتبت مولائی ام من
چون مرغ عاشق عاشق و شیدائی ام من
من مثل مادرم فاطمه جانثار رهبری ام
تازنده ام سید مظلومی من حیدری ام

ما رهرو ولایتیم ....................... هر روزمون کرب و بلاست
دست خدا روی سره ......................... خامنه ای رهبر ماست
نمیدونم چه جوری شروع کنم، ولی باید شروع کنم...
اومدم از بدبخت بیچارگی بعضیا بگم ...
بعضیا که نمیدونن و یا خودشون به اون راه زدن ...
بابا بالا برید پائین بیاید ، دعای امام زمان دنبال این مملکته...
ما تا پرچمو با رهبری حضرت آقا به دست حضرت حجة ندیم دست از این ولایت بر نمیداریم...
که چی ؟!؟!؟!؟!
آخه که چی که عکسامو از رو فلشی که گم کردم بر میدارید وتو اینترنت پخش میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با این کارا به کجا میخواید برسید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به خداوندی خدا اگه ذره ای ناراحت باشم،من با خدا معامله کردم .
من مثل شما نیستم که بخاطر اهدافتون با آمریکا و دست نشونده هاش که آدمای مثل موسوی و کروبی
و خاتمی ومنتظری وصانعی و... هستند معامله کنم...
بیاید برگردید ، به خدا هنوز میشه برگشت.
بیاید مواضعتونو عوض کنید.
من از حاج حسن عذر خواهی میکنم که آدمای بیشعور عکسامونو دادن به اینترنت...
در کل با این کارا به جایی نمیرسید...
اینکه بیاید منو مدافع نظام (مزدور نظام) معرفی کنید برام مایه افتخاره...
تا نفس دارم زندگیم ¤ مالم ¤ خانوادم ¤ روحم ¤ جسمم ¤ همشون فدای یه تبسم حضرت آقاست...
تا کور شود هر آنکه نتواند دید...
و باز هم حرف دل :::
زمان بازرگان به ما بر چسب چريک زدند ، زمان بني صدر هم برچسب منافق! الان هم بر چسپ خشک مقدسي و تحجر؟ هر قدمي که در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتيم ،برچسب بارانمان کردند. حالا روزي ده برچسب دشت مي کنيم ، اما بسيجيان: دلسرد نباشيدحاشا که بچه بسيجي ميدان را خالي کند،ما رهرو نائب صاحب الزمان حضرت امام خامنه ای هستیم و با کسی دیگر کار نداریم
فقط و فقط حضرت آقا...